على محمدى خراسانى
396
شرح كفاية الأصول (فارسى)
اطلاق شده چنان كه در مورد رشتهء محبّت شاعر مىگويد : رشتهاى بر گردنم افكنده دوست * مىبرد آنجا كه خاطرخواه اوست . و مثل رشتهء خلافت كه در روايت مىخوانيم : الخلافة قلّدها رسول اللّه ( ص ) عليّا ( ع ) ؛ « 1 » يعنى رسول خدا ( ص ) به امر الهى رشتهء خلافت را به گردن على ( ع ) آويخت . در مورد بحث ما تقليد مصطلح كه عوام از مجتهد دارند هم مىتواند به اين معنا باشد كه مقلّدين قلادهء عمل خود را به گردن مجتهد مىاندازند ( كنايه از اينكه مجتهد در برابر اعمال آنان مسئول است و اگر در فتوا دادن كوتاهى كرده باشد ، از ناحيهء آنان نيز مورد بازخواست قرار مىگيرد كه چرا اعمال مردم را خراب كرده است . ) و هم به اين معنا باشد كه مجتهد قلادهء فتواى خويش را به گردن مقلّدين افكنده و آنها را به هر سو كه بخواهد مىكشاند و آنان پيرو فتواى او هستند . 2 - معناى ديگرى هم بعضا ذكر كردهاند كه « متابعة الغير من غير تأمّل و نظر » باشد ؛ يعنى انسانى كوركورانه و بدون كمترين دقّت و فكرى از ديگرى پيروى نمايد و هر كارى او مىكند اين نيز بكند . نظير جوانى كه عروسى كرده بود ؛ ولى غسل جنابت نمىدانست . عروس خانم به او گفت به حمام مسلمين برو و ببين كه هر كارى مىكنند ، تو نيز همين را انجام بده . وى به حمّام رفت و ديد مردى در حال غسل كردن است آمد و مقابل او ايستاد و هر كارى او مىكرد ، اين نيز انجام مىداد تا آن مرد گمان كرد اين ديوانه است . از خزينه بدر آمد و لباسها را برداشته پا به فرار گذاشت ، آقا داماد همچنين كرد ، آن مرد از ترس افتاد روى خاكها و غش كرد . اين جوان نيز خود را بر روى خاكها افكند و مثل درازگوش خود را خاكمال نمود . كسى او را بدين حال ديد ، پرسيد : « چه مىكنى ؟ » پاسخ شنيد : « در حال غسل كردن هستم ! » امّا تعريف اصطلاحى : در اصطلاح فقهاء تعاريف گوناگونى براى تقليد بيان شده كه مرحوم آخوند دو تعريف را آورده : 1 - تعريفى كه برگزيدهء خود ايشان است : « التقليد اخذ قول الغير او رأيه للعمل به فى
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 25 ، ص 122 ، حديث 4 .